امام خامنه اي در مراسم ديدار جمعى از شعراى آئينى خرداد1390

****

همزمان با خجسته سالروز میلاد امام حسن مجتبی علیهالسلام، جمعی از شعرای پیشكسوت و جوان و اهالی فرهنگ و ادب با رهبر معظم انقلاب دیدار كردند.رمضان 1390

****

همزمان با خجسته سالروز میلاد امام حسن مجتبی علیهالسلام، جمعی از شعرای پیشكسوت و جوان و اهالی فرهنگ و ادب با رهبر معظم انقلاب دیدار كردند.رمضان 1390
استاد ولی الله کلامی، شاعر و مداح شهیر زنجانی با سرودن شعری جنایات علیه شیعیان نیجریه و نارداران را محکوم کرد.
به گزارش خبرگزاری فارس از زنجان، استاد ولی الله کلامی در حمایت از شهدای مظلوم آذربایجان متن شعری را سروده است.
در متن شعر سروده شده برای حمایت از شیعیان نیجریه و آذربایجان توسط استاد ولی الله کلامی چنین آمده است:
درده درمان گزور آذربایجان شیعه لری
(شیعیان آذربایجان به درد های خود به دنبال درمان هستند)
نیجریه چاغیرور داده جوان شیعه لری
(نیجریه جوانان شیعه عالم را به خون خواهی دعوت میکنند)
سسله اهل نظری – اوچ یوز اون اوچ نفری
(فریاد کن اهل نظر را – آن سیصد و سیزده نفر را)
******
روزگارین آقا مهدی هاراسیندان دانیشیم
(آقا یا مهدی – از کدام درد روزگار بازگو کنم)
شهدانون من آقندان قاراسیندان دانیشیم
(از سیاهی و سفیدی شهدا دم بزنم)
نارداران اهلی ئورکلده یاراسندان دانیشیم
(از خون دل مردم نارداران بگویم)
یاده سال ای ولیعصر و زمان شیعه لری
(ای ولی عصر- شیعیان را دریاب)
******
مهدی آدین شرف اهلی ایدیب ازبر چاغیرور
(اهل شرف نام مهدی را فریاد میکنند)
قانلی میدان دا گلوب دیل دیله دلبر چاغیرور
(در میدان خونین، سینه ها به تنگ آمده و دلبر را صدا میزنند)
تحت تعقیبیدی کیم یاعلی حیدر چاغیرور
(هرکسی تحت تعقیب و است نام علی دم میزند)
گیچدی جانان چوخی تا ساخلیا قان شیعه لری
(شیعیان از جان خود برای حفظ خونها گذشتند)
******
ایستور اهریمن ائده جامعه ده خسته بیزی
(اهریمن قصد خسته کردن مارا در جامعه دارد)
چون گورور مسند زرین کمال اوسته بیزی
(چون ما را بر روی مسند زرین میبیند)
دینیمیز گویماز اولاخ ذلته وابسته بیزی
(دین ما از اینکه وابسته به ذلت بشویم ما را نهی میکند)
یخا بیلمز سیزی دشمن نارداران شیعه لری
(ای شیعیان نارداران – دشمن شما را شکست نخواهد داد)
******
دور برادر ایاقا حادثه دن بیم ائلمه
(ای برادر برخیز و از حادثه ها نترس)
اللها اگ باشیوی هئچ کسه تعظیم ائلمه
(فقط به الله سر خم کن و به هیچکس تعظیم نکن)
گوزله بو ارزشی نامحرمه تقدیم ائلمه
(مواظب باش این ارزش را به نامحرم تقدیم نکن)
یاده سال دینه گوره قانه باتان شیعه لری
(به خاطر دین شیعیان غرق به خون را ببین)

گفتنی شعر استاد کلامی توسط مداح شهیر زنجانی مهدی رسولی مداحی شده است.
مهدی رسولی در گفتوگو با خبرنگار فارس در زنجان، هدف از این اقدام را حمایت از مردم مظلوم آذربایجان اعلام کرده و اظهار داشت: خوشبختانه استقبال از این مداحی مطلوب است.

به گزارش مرکز خبر روابط عمومی مسجد مقدس جمکران، چهارمین محفل شعر جمکرانی آیههای انتظار با حضور ولی الله کلامی شاعر برجسته ایران اسلامی و چند تن از شعرای آیینی کشور به همت مدیریت آفرینشهای فرهنگی و هنری در مسجد مقدس جمکران برگزار شد.
در این محفل اشعاری با موضوعات اسارت خاندان امام حسین(علیه السلام)، ورود کاروان اسرا به شام، شهادت حضرت رقیه(سلام الله علیها)، یادبود سردار شهید همدانی، امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) و مسجد مقدس جمکران توسط شعرای نامی کشور خوانده شد.
همچنین در این محفل ادبی ولی الله کلامی به افتخار خادمی مسجد مقدس جمکران نائل شد.
به گزارش خبرنگار خبر گزاری رسا، برنامه های فرهنگی و مذهبی سه شنبه شب مسجد مقدس جمکران پس از نماز عشا در شبستان کربلای این مسجد مقدس برگزار شد.
محفل شعر جمکرانی با عنوان آیه های انتظار، بعد از تلاوت آیاتی از قرآن مجید با حضور ولی الله کلامی، شاعر برجسته زنجانی و شعرای آیینی کشور، نخستین مراسم فرهنگی مسجد مقدس جمکران بود.
در ادامه، حجت الاسلام ناصر رفیعی، سخنران و استاد حوزه علمیه قم به سخنرانی پرداخت و پس از آن، حاج مهدی منصوری به قرائت دعای توسل پرداخت
ای بنی فاطمه نین یاری ابولفضل
لشگر عشقین علمداری ابو لفضل
ای اوجا قامت - معدن غیرت
شیر خدانین بالاسی یار ولایت
باب الحوائجسن آقا ایله عنایت
یا عباس - یا عباس
.......
چشم مستونله که سن شاهی گورردون
جان دیوب دلبر دلخواهی گورردون
سن حسینه باخوب اللهی گورردون
اللهین حجتینون یاری ابو الفضل
......
ساقی تشنه لبان ای گل حیدر
هر کیمین مشکلی اولسا سنی سسلر
علمونله اوجالوب دین پیمبر
قو زادون پرچم احراری ابولفضل
......
سن یخلدون یره تا یاتمیا قرآن
باشیوی آلدی دیزه شاه شهیدان
دئدی جانیم کسیلن اللره قربان
کیم گوروب سنده کی ایثاری ابو الفضل
......
امر مولادن اطاعت ائله دون سن
مرحبا دینه حمایت ائله دون سن
عشقیده گور نه قیامت ائله دون سن
محشره قویما بو دیداری ابو الفضل
......
گوزون آچ قارداشیوی یورما برادر
اشگیمی قانه بویاندیرما برادر
بئل سینوب قلبیمی سیندیرما برادر
حالیمی بیر خبر آل باری برادر
......
دییرم زینبه داغلار سنه سینه
پرچمون الده ائدر عزم مدینه
اونی سوغات اپارار ام بنینه
آناوین یوخ داخی غمخواری ابوالفضل
استاد کلامی زنجانی
عقیق: تصاویر این مراسم را ببینید:






























مداحی حاج مهدی رسولی در شب شعر عاشورایی
تعدادی از اشعار خوانده شده در شب شعر عاشورایی :
زهدی (همدان) :
به من به عشق به چشم پرآب می خندند
به لحظه های پر از اضطراب می خندند
دراین سکوت فرات و در این هیاهوها
به گریه های عزیز رباب می خندند
...
بشیر زارعی :
در من دوباره طفل غزل پا گرفته است
اذن از نگاه حضرت زهرا گرفته است!
در من دوباره حال و هوایی نگفتنی ست
حافظ درون سینه ی من جا گرفته است:
ای روی ماه منظر تو نوبهار حسن*
بی تو بهار هم دلش آقا گرفته است
یوسف برای دیدن لبخند های تو
بیش از هزار وقت تماشا گرفته است!
ای معدن تمام فضایل نگاه تو
بال و پر هزار ملک فرش راه تو
شیواترین ترانه ی اشعار مولوی
تفسیر خط به خط احادیث مثنوی!
این مثنوی دوباره غزل شد نیامدی
اسلام هم به کفر بدل شد نیامدی!
آتش گرفت دارو ندار رسول عشق
زهرا میان واقعه حل شد نیامدی!
حتیّ زبیر دست به شمشیر خویش برد
امّ الفتن سوار جمل شد نیامدی!
گفتی برای آمدن من دعا کنید
برعکس گفته هات عمل شد نیامدی
ای آخرین بهانه ی چشم انتظارها
قول و قرار طایفه ی بی قرارها
تقویم بی بهار مرا پاره پاره کن
جان می دهم برای تو ،آقا اشاره کن!
محض رضای خاطر زهرا ظهور کن
با ذوالفقار حضرت مولا ظهور کن
با پرچمی که نام حسین است نقش آن
با مشک ساقی از دل دریا ظهور کن!
یوسف ترین نشانه ی یعقوب اهل بیت
شد پاره پاره قلب زلیخا ظهور کن!
زیباترین بهانه ی نسل بشر بیا
تنها امید شیعه ی اثنی عشر بیا
ای آخرین سلاله ی پاک نبی بیا
آخر تو التیام دل زینبی بیا
اسماعیل سکاک(قزوین):
در زیر دستهای پیمبر بزرگ شد
چون شیر روی دامن مادر بزرگ شد
زینب که بود زینت بابای خویشتن
با خنده ها و بوسه ی حیدر بزرگ شد
طفلی که بیقراری اش از حد گذشته بود
یک عمر روی دست برادر بزرگ شد
تصویر او در آینه ی قامت حسین
با نور فاطمه دوبرابر بزرگ شد
بر پای منبر پدرش سالهای سال
زانو زد و خطیب سخنور بزرگ شد
؟؟؟؟
با خواب های دلهره آور بزرگ شد
او نزد خاندان نبوت بزرگ بود
در کربلا به گونه ی دیگر بزرگ شد
محمد میلانی (ارومیه ):
باید به پای عکس ضریحت بلند شد
شوخی که نیست صحبت سلطان قلبهاست
از هر طرف که رد بشوم باز خاطرم
درگیر سمت و سوی خراسان قلبهاست
نقل و نبات و قند و عسل پیش شاعران
طرح مجاز صبح شبستان قلبهاست
ایران بدون نام شما ارزشی نداشت
ایران به عشق توست که ایران قلب هاست
از راه شعر سمت شما پر گرفته ام
زیباترین ردیف، رضا "جان قلبهاست"
دارد بهشت بین حرم پخش میشود
با این حساب نوبت اکران قلب هاست
"از باغ میبرند چراغانی ات کنند"
اینجا خود خداست که مهمان قلب هاست
مشهد بلیط رفت به نام پیاده ها
پای برهنه مورد احسان قلب هاست
حسن اسحاقی (کرج):
آن مشک به دوش از خودش تا که گذشت
با تشنگی از کنار دریا که گذشت
افتاد به روی خاک و با بغضی گفت
ای ابر تو کاری بکن از ما که گذشت
***
مضامین وحی است پا تا سرش
به هم می زند آسمان را سرش
قیامت به پا می کند با سرش
چو بینند در حشر فردا سرش
بلند است مابین سرها سرش
شب قدر آن سال موعود شد
کتاب جهان آنچه فرمود شد
به هر صفحه ای هر چه افزود، شد
نصیب زمین رونق و سود شد
نصیب خودش هیچ...حتی سرش
برای خودش صفحه ای جا گذاشت
خودش را میان خطرها گذاشت
غریب و گرفتار و تنها گذاشت
تنی را رها بین صحرا گذاشت
و یک نقطه چین از تنش تا سرش
برای خودش غم پس از غم نوشت
به اندازه ی داغ عالم نوشت
به عمق هزاران محرم نوشت
چو حس کرد پیش خدا کم نوشت
دلش خواست جبران کند با سرش
به جز عشق چیزی روایت نکرد
نوشت و نوشت و شکایت نکرد
قلم سوخت اما رعایت نکرد
به جان دادن خود قناعت نکرد
پس از پیکرش شد مهیا سرش
ورق زد کمی پیش از آن را نوشت
اسامی آن کاروان را نوشت
چنین می شوند و چنان را نوشت
به سرهایشان امتحان را نوشت
که عاشق به پیکر مبادا سرش
نوشت و همینکه به اکبر رسید
قلم را از این سو به آنسو کشید
به ناخن تن کاغذش را برید
چنان شد که رنگ از جمالش پرید
چه آمد از آن داغ لیلا سرش؟!
شب قدر بود و نوشت از قمر
گرفت از غمش دست را بر کمر
که بی دست ماند و بدون سپر
که افتاد بر خاک صحرا به سر
نوشت و ترک خورد سقا سرش
نوشت آنچه را سهم اصغر شدو
گلویی که یکباره پرپر شدو
به خونش تن آسمان تر شدو
تن کوچکی را که بی سر شدو
سری را که افتاد دعوا سرش
ورق زد کمی بعد از آن را نوشت
مکان را نوشتا نوشت و زمان را نوشت
زمین خوردن آسمان را نوشت
سپس طاقت استخوان را نوشت
سپس سرخ شد دشت سرتاسرش
نوشت از طلبکار انگشترش
نوشت از دوتا گوش یک دخترش
و دور گلو ماندن معجرش
ترک روی پیشانی خواهرش
همینکه به نی رفت بالا سرش
حسین طاهری (زنجان):
دیدم آتش را ولی در را نمی دانم چه شد
خرد شد پهلو ولی در را نمی دانم چه شد
؟؟؟
طفل رفت از دست مادر را نمی دانم چه شد
؟؟؟
بعد از آن در کربلا سر را نمی دانم چه شد
فاطمه در اصل حیدر بود و حیدر فاطمه
فاطمه افتاد حیدر را نمی دانم چه شد
نیمی از جانش میان خاک پنهان شد ولی
بار الها نیم دیگر را نمی دانم چه شد
خواستم تا آخرش این شعر را امضا کنم
آخر این شعر دفتر را نمی دانم چه شد
*****
چشم از سر بر نمی دارد که سرداری کند
تا حسین بن علی را یک تنه یاری کند
کاری از دست کسی که بر نمی آید مگر
او به لطف خطبه های محکمش کاری کند
چادر خونین خود را وا نکرده از سرش
تا که از تندیس عصمت پرده برداری کند
قدرت آل علی اینبار در بازوی اوست
تا به جای حضرت سقا علمداری کند
دست او از مکه کوتاه است اما درعوض
می تواند کعبه را در شام معماری کند
می تواند مثل حیدر فاتح خیبر شود
یا شبیه مادرش زهرا فداکاری کند
آخر این قصه جایی گوشه ی ویرانه ها
باید از یک دختر تنها پرستاری کند
....
ریحانه نوری (همدان):
تیغ چرخاندی و بر طرّه ی تو تاب افتاد
ماه از شوق تماشای تو در آب افتاد
آب می خواست که سیراب شود از تو ، دلت
یاد خشکیِ لب کودکِ بی خواب افتاد
مشکِ غیرت که به دریای دلت طوفان زد،
دشت ، خونین شد و در معرکه سیلاب افتاد
دستهایت چو دو رود از بدنِ دریاها،
بیت بیت از تنِ تو ، ای غزل ناب! افتاد
تیر ، محراب دو ابروی تو را خونین کرد؛
سایه ی ابر به پیشانی مهتاب افتاد
چشم هایت عطشِ قافله را می بارید...
مشک ، شرمنده و درمانده و بی تاب افتاد...
سید علی رکن الدین :
بی صدا آهسته پنهانیم ما
اشکهای زیر بارانیم ما
فاش می سوزیم اما در سکوت
شمعی از شام غریبانیم ما
اشک از قبل ولادت ریختیم
چارده قرن است گریانیم ما
روی نیزه دیده ای را دیده ایم
دیده ای را دیده گریانیم ما
زلف می افشاند روی نی کسی
باد می آمد... پریشانیم ما
غیر نام او زما چیزی مپرس
غیر نام او نمیدانیم ما
سعدی طالع ببین این تاج را
بندگان خیل سلطانیم ما
ما کجا و بندگی حضرتش
بندگان جون* جانانیم ما
عزت ما بس بود در این جهان
"خاک پای روضه خوانانیم ما"
****
از روبروی چشم ترم رفت به میدان
یا راد یوسف! پسرم رفت به میدان
گویند جگرگوشه بابا پسر اوست
فریاد خدایا جگرم رفته به میدان
عمر دگرم بود در این موسم پیری
ای وای که عمر دگرم رفت به میدان
یک بوسه به من نه، که دو دنیا به پدر داد
این موی شد آقای کرم رفت به میدان
آقای جوانان بهشت از نفس افتاد
آقای جوانان حرم رفت به میدان
محمد بیابانی :
اگر یتیم و فقیر و اسیر آمده ایم
به آستانه ی نعم الامیر آمده ایم
دوباره با سبد دستهای خالی مان
به شوق آن کرم دستگیر آمده ایم
نیامدیم بخواهیم زنده بودن را
برای آن که بگویی بمیر آمده ایم
سر قرار تو هستی همیشه این ماییم
که یا نیامده یا اینکه دیر آمد ه ایم
به غیر اشک کلافی نداشتیم ببخش
از این غم است اگر سر به زیر آمده ایم
مجیر مردم دنیا برای آمدنت
به گریه نزد خدای مجیر آمده ایم
حسین ساده ترین راه سمت قلب شماست
و ما به سوی تو از این مسیر آمده ایم
****
می نویسم عشق و بی تردید می خوانم جنون
هر کسی دیوانه تر السّابِقونَ السّابِقون
.
می نویسم عشق و بی تردید میخوانم حسین
عاقلان دانند لـٰـکن اکثرا لایـَـعقـِـلون
.
این سرشت ماست؛ از خاکیم، خاک کربلا
سرنوشت ماست پس إنّا إلَیهِ الرّاجِعون
.
صِرف یک دل دادن و عرض ارادت شرط نیست
مُهر باید کرد این دِلنامه را با عَقد خون
.
پرچم او از ازل بالاست؛ بالا تا ابد
باد این پرچم بلند و هرچه جز آن سرنگون
.
.
آی عاشق ها خدای عشق می آید حسین
بعد از این دنیا به جای عشق بنویسد حسین
.
.
عشق او جاری ست حتی در مرام اهل بیت
می توان فهمید این را از کلام اهل بیت
.
ساغر لب های هر معصوم می گوید حسین
بسکه لبریز است نام او ز جام اهل بیت
.
هم شتابش بیشتر هم اینکه جایش بیشتر
کشتی اش هم فرق دارد با تمام اهل بیت
.
در نهایت جمع خواهد گشت با نام حسین
سفره ای که پهن می گردد به نام اهل بیت
.
روز و شب بر او درودِ حق. درود اهل بیت
روز و شب بر او سلامِ حق، سلام اهل بیت
.
.
در تمام قلب ها بی شک تو جا داری حسین
آنچه که خوبان همه دارند را داری حسین
.
.
اشک می ریزیم و با ذکرت عبادت می کنیم
باز هم از راه دور عرض ارادت می کنیم
.
ما همه بیمارهای دوری از شش گوشه ایم
بین هیئت ها ز یکدیگر عیادت می کنیم
.
زودتر راحت کن از درد فراقت خلق را
ما به این دوری مپنداری که عادت می کنیم
.
فرق دارد گریه ی نوزادی ما با همه
ما برایت گریه از وقت ولادت می کنیم
.
هر غمی دیدیم، فرمودند فَٱبْکِ لِلحُسین
بعد از آن هرجا غمی دیدیم یادت می کنیم
.
.
دوستت دارم من ای در جسم عالمْ جان حسین
آذری می خوانمت: "جانیم سَنَه قُربان حسین"
هادی جانفدا:
سگ کویت به دست آرد رگ خواب غزالان را
اگر که سرمه چشمش کند خاک خراسان را
چنان احساسی و پاک و لطیف و مهربان هستی
که شاعر میکند عشق تو لات چاله میدان را
غبار خاک پایت را نسیم آورد تا تهران
بنا کردند بازار طلای سبزه میدان را
تو آن شاهی که برعکس عرب ها با کمی لبخند
بدون جنگ و خونریزی گرفتی خاک ایران را
به پر بشکافت نیل مردم دور ضریحت را
خدای طور! موسی کرده ای انگار دربان را
قسم خوردی که می آیی سه موطن بعد جان دادن
دریغ از بخت! عزراییل هم پس میزند جان را
اگر گریان به دیوار حرم تکیه نمیدادم
کدامین کوه طاقت داشت این حال پریشان را ؟...
گرفته کفش داری جای کفش انگار پایم را
به این ترفند پابند توام باقی دوران را
جواد حیدری :
وقتی خدا به خلقت تو افتخار کرد
ما را برای نوکریت اختیار کرد
کشتی هیچ کس به دل ما محل نداد
امّا حسین آمد و ما را سوار کرد
تا داغ تو جگر بخراشد به سینهها
برق نگاه تو دل ما را شکار کرد
گر روضهات نبود که ما دین نداشتیم
دین را برای ما غم تو استوار کرد
جانم فدای آن که تمامی عمر خویش
بر درگه تو خدمت بی انتظار کرد
هرگز ز یاد حضرت زهرا نمیرود
یک لحظۀ کسی که برای تو کار کرد
دنیا و آخرت همه مدیون زینبیم
ما را صدای نالۀ او بی قرار کرد
گیرم که گریهها شده مرهم به زخم تو
باید به داغ ساقی لشگر چه کار کرد؟



http://www.maktabolzahra.ir/userfiles/Mp3/Moharram%201394/Files/5-Haj%20Kalami.mp3
مراسم چهلم و نوعید زنده یاد حاج رسول کلامی فرد
زمان :پنجشنبه(روز عید قربان) ساعت9 تا11 صبح
مکان :مسجد آیت الله دستغیب زنجان
جناب استاد حاج ولی الله کلامی
درگذشت برادر گرامیتان مارا نیز اندوهگین ساخت غفران و رحمت الهی برای آن عزیز از دست رفته و سلامتی و طول عمر با عزت برای جنابعالی از پروردگار متعال خواهانیم.
باسلام به اطلاع میرساند
مراسم شب هفت حاج رسول کلامی ( برادر استاد حاج ولی الله کلامی )
امروز پنجشنبه 29 مرداد از ساعت 16 الی 17:30 در حسینیه اعظم زنجان برگزار میگردد.
شب بیست و دوم ماه مبارک رمضان
هشت شب عاشقی
سخنرانان :
آیت الله تقوایی
و با حضور حجت الاسلام شهاب مرادی
حاج ولی الله کلامی زنجانی
حاج سید مجید بنی فاطمه
حاج حسین سیب سرخی
محبت اهل عرفان کرد ما را
بنازم عشق انسان کرد ما را
میان حق و باطل مانده بودیم
حسین آمد مسلمان کرد ما را
شعار آموخت ذکر آموخت دم داد
گدا بودیم سلطان کرد ما را
کمیل و ندبه و بوحمزه خواندیم
دعا سرباز قرآن کرد ما را
مسیرکربلارا تا نشان داد
مقیم شهرجانان کرد ما را
شنیدم کافری تواب میگفت
ابوالفضل اهل ایمان کرد ما را
بنازم شیر پاک مادران را
هوادار شهیدان کرد ما را
تشکر میکنیم از حضرت حق
که همشهری سلمان کرد ما را
بسوزد قلب وهابی گرایان
که جانان اهل ایران کرد ما را
علی داریم دیگرغم نداریم
ولایت پاکدامان کرد ما را
نخواهد رفت ایران زیر ذلت
شرف شمشیر بران کرد ما را
امان نامه زنامحرم نگیریم
خمینی شیر غران کرد ما را
همه در انتظار آفتابیم
فراق یار گریان کرد ما را
استاد کلامی زنجانی
این مراسم با قرائت قرآن و سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین غلامرضا قاسمیان آغاز گردید و پس از ذکر چهارده صلوات، حاج منصور ارضی به بیان سخنانی در شرح مرگ و قیامت پرداخت و در ادامه به مناجات با خدا و قرائت دعای ابوحمزه ثمالی و شعرخوانی پرداختند و سپس حاج ولی الله کلامی زنجانی به شعرخوانی پرداختند در آخر نیز این مجلس با مداحی توسط حاج سید مهدی میرداماد به پایان رسید.
صوت ها
| گلچین مراسم شب هجدهم- حاج منصور ارضی | دانلود فایل |
ویدئو ها

ر

گرفته موج حریت سحر را ... عراق و تونس و مصر و یمن را
به تن بحرین پوشیده کفن را ... مبر از یاد امام بت شکن را
که جان جمع جماران است اینجا... دیار عشق ایران است اینجا
بران از سینه یاس بی امان را ... بخوان تسبیح زهرای جوان را
ببین بیداری اسلامیان را ... صدا زن مهدی صاحب الزمان را
دم از غیاب مزن چون حضور نزدیک است ... حضور یار چو آیات نور نزدیک است
به کعبه قافله آن غیور نزدیک است ... قسم به غیبت کبری ظهور نزدیک است
سیاهی ها تو برو آفتاب ماندنی است ... فساد رفتنی و انقلاب ماندنی است
به سرهای بروی نیزه سوگند نخواهی دید در جایی نویسند؛ که ایران از علی بگرید پیوند
مگر پایتخت مروان است اینجا ؛ دیار عشق ؛ ایران است اینجا ...
عید زهرایی رسیده،کن حذر از کاهلی
دور باش از دشمنان خارجی و داخلی
پند رهبر را شنو ، کین سال را نامیده است
سال دولت سال ملت همزبانی و همدلی
استاد کلامی زنجانی
نه اورکده تاب اولاردی
اگر اولماسیدی زینب
نه بو انقلاب اولاردی
اگر اولماسیدی زینب
اوجا قامتی بوکولدی
اوجالا ستون توحید
بو بنا خراب اولاردی
اگر اولماسیدی زینب
استاد کلامی زنجانی